۱۳۹۵ دوشنبه ۴ بهمن - اِلأِثنين ٢٤ ربيع الثاني ١٤٣٨
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
  نقدی بر سخنان استاندار آذربایجان غربی در بوکان/ دکتر صلاح الدین خدیو*

*این یادداشت به قلم «دکتر صلاح الدین خدیو» روزنامه نگار مهابادی نوشته شده و در خبرگزاری کردپرس منتشر شده است.

پایگاه خبری-تحلیلی زریان؛  سخنان استاندار آذربایجان غربی در جمع منتخبان مردم بوکان هیچ نکته تازه ای نداشت. در حالیکه چند ماه بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری نمانده، انتظار میرفت که نماینده عالی دولت با دستی پر و دستاوردی قابل ذکر در  پرجمعیت ترین شهر جنوب استان ظاهر شود. منطقه ای که با رای هشتاد درصدی خود نقشی بی بدیل در پیروزی آقای روحانی داشت.

اشاره صدمین باره به انتصاب عبداله چمن گلی و وصف رنجهای  آقای استاندار در انجام این مهم، نه تنها دیگر حلاوتی ندارد، بلکه مریر و ملال آور هم شده است. توصیف ایشان از اتفاقات انتخابات ارومیه هم چندان دقیق نبود. گروههای عمده اپوزیسیون کرد هر دو مرحله انتخابات را تحریم کردند و هیچ هاتف غیبی هم نبود که کردهای شهرهای دیگر را به حضور در صندوقهای رای گیری ارومیه فرابخواند. البته این شایعه بخشی از‌ کارزار تبلیغاتی کاندیداهای پیروز بود که کوشیدند با  جاانداختن آن هراسی غیرواقعی در دل بخشی از مردم شریف ارومیه ایجاد  و گروه قومی خاصی را از رهگذر آن منسجم نمایند. این ترفند البته گرفت و ظاهرا مسئولان هم باورشان شده است.

آقای استاندار معیارهایی چون شایسته سالاری و توانمندی را شرط اصلی انتصاب مدیران خوانده است. برازنده هیچ انسان عاقلی نیست که با این گفته  مخالفت کند. اما روشن است که کردها فقط یک نفر شایسته ندارند. در ثانی مدیریت در استان ما اینقدر سخت هم نیست که با چراغ در شهر بگردید و هیچ شایق و لایقی نیابید. حداقلش این است که این استان از آنچه که هست بدتر نمی شود. به اذعان خود  مقام عالی استان، آذربایجان غربی در حوزه های گوناگون جزو آخرین استانهای کشور است. می توان ادعا کرد اگر مردم مطمئن باشند که هیچ منع و تبعیض‌ سیستماتیکی در کار نیست، به صورت طبیعی شایستگان ترک را بر همتایان کمتر شایسته کردشان ترجیح می دهند . اصلا اوضاع به گونه ای خواهد شد که ملاکهای قومی و زبانی در این زمینه از حداقل تاثیرگذاری برخوردار می شوند. مشروط به آنکه این طلسم بشکند و مثلا مردم نپرسند چرا کردهای سنی در پایتخت و استانهای دیگر کشور مدیر و مسئول می شوند ولی در ارومیه نمی توانند؟  البته بی انصافی است اگر ساختارهای مزاحم و موانع کوچک و بزرگ سرراه مسئولان استان را در این مسیر نبینیم، اما زیبنده دولت تدبیر و امید هم نیست که در زمینه توسعه سیاسی  استان، درست به اندازه دولت احمدی نژاد کار کرده باشد.

چه اگر تابوشکنی برای دولت سخت است، تصدیق بفرمایید که کار هواداران صادق اصلاح و تدبیر امور برای ترغیب مردم برای حضور در پای صندوقها و رای دوباره به اعتدال و اصلاحات به مراتب سختتر خواهد بود.

 اشاره به نقش عربستان و حجم وسیع توئیتها و پیامهای رسانه ایش در حادثه هتل تارای مهاباد نکته درستی است. تکلیف عربستان روشن است و از هر روزنه ای برای ضربه زدن استفاده می کند. تکلیف کانال العربیه و رویکرد دشمنانه اش هم مشخص است. میماند تکلیف اینجا که باید زمینه های داخلی سوء استفاده دشمنان را از بین برد و اجازه عرض اندام به آنها نداد. در کشوری که شکافهای قومی و مذهبی و منطقه ای چشمگیر نباشند، دست تطاول خارجی نمی تواند دراز شود. بنابراین ارتقاء نرخ مشارکت کردها در حیات سیاسی و اقتصادی استان و به تبع آن ایران، فرایندی است که خروجی آن تحکیم و تقویت امنیت ملی خواهد بود. رییس جمهور در سفر خردادماه گذشته به مهاباد  و ارومیه به روشنی روی این موارد انگشت گذاشتند ولی مشخصا تغییر ملموسی رخ نداده است. ناامیدی حاصل از چنین وضعیتی، می تواند به یاسی با ابعاد مخاطره آمیز و استراتژیک تبدیل شود.

 به یکسان نواختن کردها و ترکها در زمینه دمیدن در تنور قومگرایی افراطی، نه عدل  است و نه ظلم بالسویه که عین عدل باشد. بلکه ستم مضاعفی است که از تجاهلی آزاردهنده برمیخیزد. باز اگر این امر مختص رسانه ها و تریبونهای عمومی باشد، مشکلی نیست. به شرط آنکه در مراکز پژوهشی راهبردی و تصمیم سازی، راههای افزایش نرخ مشارکت سیاسی کردها بحث و بررسی شود. طبیعی است که در چالشهای پیچیده فعلی، به هیچوجه نمیتوان کردها را کاملا مبرا کرد.

 اما بین آسیبها و مخاطرات قوم گرایی حاکم و محکوم تفاوت بسیار است. مسئولان و دولتها می آیند و میروند. اما ترکها و کردها تا روزگار هست با هم در این دیار می مانند. در هم تنیدگی تاریخی این مردمان واقعیتی غیرقابل انکار است. چندی پیش متوجه شدم که نزدیکترین اقوام یکی از نمایندگان محترم ارومیه،کرد و مهابادی اصیل هستند. آرزوی گسترش چتر جامعه مدنی روی این پیوندهای سنتی، دور از دسترس نیست. این استان می تواند الگوی سیاست چند فرهنگ گرایی در کشور و منطقه شود، آن هم از‌ رهگذر تحولات جامعه محور و مدنی و روزآمد کردن پیوندهای قومی دیرین. اما گامهای ابتدایی را دولت باید بردارد تا دیر یا زود به خیز شایسته خود برسد./

تاريخ: ۱۳۹۵/۶/۲۷

21مهرماه/به مدت یک ماه

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:


آخرین اخبار   



27آبان ماه





صفحه اصلی   |   نمایش گالری   |   گالری عکس   |   مهاباد   |   مشروح اخبار   |   بوکان   |   سقز   |   اخبـــار   |   کوردانه   |   پیرانشهر   |   درباره ما   |   ارتباط با ما   |   ورود
تمام حقوق سایت متعلق به وب سایت زریان می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال